کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۸ توسط محمدرضا قاهري بدر

به نظر عموم اقتصاددانان "خرج ياهزينه "،آنگونه پرداختي هايي است كه جهت توليد كالايي يا ارائه خدماتي خاص انجام مي گيرد.هزينه ، خود بر دو قسم است :

 الف – هزينه سرمايه اي / ب – هزينه جاري .

هزینه، بدوحالت : هزينه واقعي يا اصلي و هزينه سربارنیز ديده مي شود( اين تقسيم بندي شامل هم هزينه سرمايه اي و هم هزينه جاري است).

هزينه ، هم در شكل سرمايه اي و هم در شكل جاري ، بخشي از سرمايه تمام شده است و بايد از طريق فروش كالا يا خدمات توليد شده جبران شود.(توضيح اينكه : ما در اينجا قصد بررسي سرمايه ، تركيب آن ، چگونگي استهلاك آن بر روي توليد و مسايلي از اين قبيل را نداريم ، بلكه تنها بخش مربوط به هزينه (خرج) با تاكيد بر هزينه  هدر رفت (برج) را مورد بحث قرار مي دهيم).

در بحث هزينه ، هزينه سربار آن بخش از هزينه تمام شد كالا يا خدمات را تشكيل مي دهد كه متناسب هزينه هاي سربار كلي نسبت به كميت توليد مستهلك مي شود. عقلانيت (Rationalization )اصلي از اصول علم اقتصاد است كه نه تنها حذف يا كاهش اساسي هزينه هاي سربارتوليد را مطرح مي كند ، بلكه با تبعيت از اصل بهره وري ( PRODUCTIVITY) سعي در كاهش هزينه هاي اصلي توليد نيز دارد.

"برج يا هزينه هدر رفت" ، اصطلاحي است كه در كتابهاي علم اقتصاد ديده نمي شود.زيرا علم اقتصاد جديد كه گويا باني آن " آدام اسميت " مي باشد،از غرب به ما رسيده است. در جهان سرمایه داری با توجه به تكامل نظام آن ، چيزي اجتماعي به عنوان برج، يا هزينه هدر رفت وجود خارجي ندارد.

در بررسي موضوع برج ،هم در اقتصاد كلان و هم در اقتصاد خرد (بدليل ارتباط ارگانيكي كه اين دو با هم دارند)، شاهد عملكرد اين پديده سرطاني در اكثر جوامع عقب مانده هستيم. به ويژه جوامعي كه اقتصاد آنان گرفتار تك محصولي است.

منحني"درآمد- هزينه" اينگونه جوامع، نرمال نبوده و بسيار تيز و پلكاني است . در اين منحني ،با همان سرعت بالاي ايجاد درآمد ، تخليه خزانه يا انجام هزينه ، صورت پذيرفته و تابع اصول عقلانيت(Rationalization) اقتصادي نمي باشد.اينجا درست همان نقطه اي است  كه موضوع"برج "مطرح مي شود، هزينه هايي كه عمرا برگشت ندارد؛ مثل آبي كه در شنزار رها شده باشد.اين پديده در كل جامعه همه گير بوده و به صورت يك اپيدمي عملكرد دارد.در اثر اين اپيدمي، فرهنگ ويژه اي نيز كه ملقمه اي است ازفرهنگ هاي مختلف(بدون داشتن الگو و نقشه خاص )، ايجاد شده و اين چپاول ملي و تاريخي را توجيه پذيرمي سازد.اين دور و تسلسل باطلي است كه اينگونه جوامع گرفتار آن هستند و رهايي از آن به سادگي امكان پذير نمي باشد.

 پل باران، دانشمند مشهور علم اقتصادتوسعه ، عقيده دارد عقب ماندگي جوامع نه بخاطر نبود يا كمبود منابع، بلكه بدليل تعريف نشدن نيازهاي واقعي اينگونه جوامع است.وي با دلايل متقن اثبات مي كند كه اين جوامع درست برعكس ، بدليل وفور منابع به اين روز افتاده اند نه كمبود منابع.(بزبان خودمان پسر حاجي شده اند- يعني چون براي بدست آوردن ثروت به ارث مانده از پدر زحمت نكشيده اند، از اينرو دغدغه اي براي از دست دادن آن ندارند). يعني ثروت را هزينه نكرده اند، بلكه تبديل به برج كرده اند؛ به سخني ديگرهدر داده اند.

در زندگي خصوصي و خانوادگي شهروندان اين جوامع نيز اين امر صادق بوده و در سبد هزينه خانوار، موضوع برج كاملا مشهود است.قابل تامل اينكه ، هر قدرازبالاي هرم اجتماعی به پایه گرايش پيدا مي كند نسبت برج به خرج بيشتر است.يعني دارا ها در زندگي عادي خود كمتر برج دارند تا ندارها! همان قائده جوامع پيشرفته و عقب مانده در اينجا نيز صادق است.مشهور است كه گفته مي شود : پول اشخاص فقير به "هله هوله" صرف مي شود.

موضوع ديگري هم باعث ايجاد برج مي شود و آن خرج نكردن بموقع است ، كه بجاي يك بار خرج كردن درست، برج هايي را رو دست صاحب كار مي گذارد كه نه تنها مجموع آنها بيش از خرج واقعي است ، بلكه جبران مافات نيز نمي كند.شايد اين شعر فارسي گوياي مدعا بوده باشد :

نه خود خورد، نه كس دهد               گنده كند، به سگ دهد .                                        

اين در حقيقت، از سوء مديريت ناشي مي شود.پس به يك سخن اولا، خرج كردن درست از يك برنامه ريزي براي سرمايه گذاري صحيح و منطقي تبعيت مي كند و برعكس برج ، عموما بدون برنامه و تابع عقل نيست. ثانيا، نتيجه خرج صحيح، سود حاصله است ، در حاليكه نتيجه برج، بجز هدر رفت سرمايه و ضرر و زيان ناشي از آن چيز ديگري نمي تواند باشد.زیان برج زمانی بسیار گسترده بوده و مثل زخم کهنه بر پیکر اجتماع ماندگار است.کشورهای پیشرفته با ابداع اصولی از قبیل استانداردهای ردیف ISO9000 وEFQM وامثال آن به صورت نظام مند به پیکار دائمی برج رفته اند.

در جوامع عقب مانده ،"برج" عامل اصلی عدم ایجاد انباشت او لیه سرمایه بوده و گردش سرمایه را فلج می کتد.در نتیجه این امر باعث دور و تسلسل فقر در این گونه جوامع می شود.

علاوه بر این، تغییر سیاست های دولت ها،بی ثباتی جو سیاسی، بی ثباتی اجتماعی- اقتصادی،نارسایی و ناپختگی شبکه تولید وخدمات مربوطه،نارسایی زیر بناها،عدم وجود جو اعتماد عمومی، که همه وهمه درایجاد فرهنگ فردگرایی(Individualism) و مطلق انديشي (Absolutism) و در نتيجه گرايش به خروج سرمايه موثر هستند، درخارج شدن هزینه های سرمایه ای از جرخه اصولی خود و ورود به چرخه معیوب برج، دخيل اند.براي وضوح اين موضوع مثالي را بيان مي كنيم :

در اقتصاد معيشي خودكفا (Autarky) روستاهاي قديم ايران،براي روشن نمودن گرمابه روستا،هر خانوار يك تپاله(خشك شده فضولات حيوانات) به صورت همياري اهدا مي كرد.اين کنش، هيچگونه فشاري به اقتصاد خانوار روستايي نياورده و همه از مزاياي آن ، يعني آب گرم گرمابه روستا،بهره مند مي شدند.با بهم ريختن اين اقتصاد و شروع پديده كوچ از روستاها،بدليل ناكافي بودن تپاله ها(سوخت) براي گرمابه ،بيك باره گرمابه روستا براي هميشه خاموش گرديد. در اين مثال بخوبي ما شاهد آن هستيم كه چگونه "خرج"يا همان تپاله خانوار بدليل كوچ روستائيان و افتادن از درجه اثربخشي براي روشن نمودن گرمابه،تبديل به "برج"شده و از چرخه سرمايه(دراينجا،خدمات توليدي) خارج گرديده است.

آيا تا حال به خرج و برج خود فكر كرده ايم؟ ملت ما در اين گذر، در چه جايگاهي قرار مي گيرد؟

 

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت